تبليغاتX
جامانده از کاروان عشق
کاش من هم میتوانستم این صوت دلنشین را در آن فضای روحانی گوش کنم.
کاش ، کاش ، کاش .
و لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ .

+ نوشته شده توسط عبدالحمید پهلوزاده در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 12:6 |
سلام
داستان از خیلی قبل تر شروع شده بود . از وقتی حسین رفته بود عمره دانشجوئی و من فقط از تعاریفش لذت میبردم .
نوزدهم رمضان فرا رسید . صبح بعد از نماز صبح گوشی همراهم را برداشتم ، وارد برنامه های آن شدم ، قرآنرافعال کردم . دنبال سوره نباء گشتم . سوره نبا را یافتم .
شروع میکنم :

عم یتسائلون (1)
عن النباء العظیم ِ ( 2)
الذی هم فیه مختلفون (3)

......

خدایا ، گویند که هر کس یک سال صبح سوره نباء رابخواند ، تا قبل از اتمام یکسال قرائت سوره ، به حج میرود.

من هم سحرگاه ضربت خوردن مولا علی (ع) را نقطه آغاز این عهد قرار میدهم . هر روز صبح بهشوق دیدار مکه و مسجدالحرام سوره نباء را میخوانم .

تا الان که در حال نوشتن این یادداشت هستم از عهدم تخطی نکرده ام ، پس امید دارم که تا قبل از اتمام رمضان آینده چشمم به بهترین بنای دنیای پست نائل شود تا بتوانم بر رذالت های دنیای فانی را به راحتی پرده بپوشانم .

19 رمضان
+ نوشته شده توسط عبدالحمید پهلوزاده در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 11:25 |